
زبان فارسی
زبان فارسی یا پارسی زبان تکلم عدهای از ایرانیان و عده ای از ساکنان آسیای مرکزی است. خط این زبان همان خط عربی است با اضافه چهار حرف پچگژ . بین خط عربی و فارسی تفاوت های دیگری نیز وجود دارد. زبان فارسی دارای ادبیات غنایی قوی و گنجینه بزرگ شعر است. زبان شیرین و دیرین فارسی چه در قالب فارسی باستان و کتیبهها و سنگ نوشتههای خطوط میخی و چه در قالب فارسی میانه و سنگ نوشتههای خطوط پهلوی و چه در قالب فارسی دری و خط فارسی که دارای فرهنگ غنی و پربار ادبیات بعد از اسلام است، همه جا بهترین سرمایه ملی و هویت ما ایرانیان است. این امانت گرانبها میراثی است که سینه به سینه و نسل به نسل به دست ما رسیده است.
براي ديدن عظمت زبان 1 به اينجا هم مراجعه بفرماييد.
یکی از مهمترین ویژگیهای انسان نسبت به حیوان، زبان و توانایی سخنگویی اوست؛ به گونهای که از دوران یونان باستان، فلاسفه، انسان را به «حیوان ناطق» تعریف کردهاند. (البته بسیاری، ناطق را به معنای متفکر گفتهاند، ولی در ادامه مقاله روشن خواهد شد که سخنگویی و تفکر رابطهای نزدیک دارند) گرچه استفاده از صداها برای انتقال مفاهیم به شکل بسیار ساده در حیوانات هم وجود دارد، ولی آنچه ویژه انسان است کاربرد وسیع الفاظ قراردادی برای انتقال مفاهیم است به همین جهت بسیاری از زیست شناسان بر داروین که چنین تفاوت فاحشی بین انسان و حیوان را نادیده گرفته، خرده گرفتهاند.
زبان از نگاه زبان شناسان
از دیدگاه زبان شناسان معاصر، زبان یک امر صرفا قراردادی نمیباشد، بلکه ارتباط وثیقی با اندیشه و تفکر دارد. مولر می گوید: «زبان و اندیشه، تفکیک ناپذیرند و بنابراین بیماری زبان، بیماری فکر هم هست.» هومبولت نیز می گوید: «تفاوت میان زبانهای گوناگون، تفاوت در آواها و نشانهها نیست، بلکه تفاوت در جهان بینی هاست.» به طور کلی باید گفت زبان یک مسئله چند وجهی است که بررسی آن با رشتههای مختلفی مانند جامعه شناسی، روان شناسی، فلسفه، منطق، زبان شناسی و... ارتباط پیدا می کند.
ویژگی دیگر انسان
از سوی دیگر به نظر بسیاری از انسان شناسان جدید ویژگی مهم انسان، فرهنگی بودن اوست. انسان تنها گونه جانوری است که فرهنگ دارد. نکته قابل توجه این است که مهمترین یا یکی از مهمترین ارکان هر فرهنگی، زبان است. به دلیل همین رابطة نزدیک زبان و فرهنگ است که مقام معظم رهبری فرهنگ جامعه را اساس هویت آن جامعه معرفی می کنند و زبان را به عنوان عامل مهم هویت ملی معرفی کرده و میفرمایند: «هویت ملی ما به زبان و خط ماست».
یکی از ارکان مهم هویت و استقلال هر کشوری استقلال فرهنگی است و یکی از مهمترین ابزار استقلال فرهنگی، زبان است. بنابراین بر هر فرد ایرانی که نسبت به هویت ملی و فرهنگی خود احساس مسئولیت میکند لازم است زبان فارسی را پاس دارد. به همین دلیل، مقام معظم رهبری در دیدار با مدیران مطبوعاتی کشور (۱۳/۱۲/۷۵) بر لزوم کمک دولتی به مطبوعاتی که در حوزه ترویج زبان و ادبیات فارسی فعالیت میکنند حتی اگر این مطبوعات نسبت به نظام، بی تفاوت باشند تاکید می ورزند.
بدیهی است که استادان معارف اسلامی که با تمامی دانشجویان در رشتهها و گرایشهای مختلف ارتباط دارند و بخش وسیعی از دروس عمومی را ارائه میدهند میتوانند نقش ویژهای در این جهت داشته باشند. استفاده از واژههای اصیل، به کارگیری ادبیات تمثیلی و استفاده از اشعار و داستانهای غنی زبان فارسی علاوه بر جذابیت و تاثیرگذاری بیشتر این دروس، میتواند ابزار مهمی برای پاسداری از زبان فارسی باشد. در این مقاله سعی شده معرفی زبان فارسی، جایگاه ملی و بین المللی آن، نقش آن در هویت دینی و ملی ایرانیان و ضرورت حفظ و نگهداری آن مورد توجه قرار گیرد.
قند پارسی
زبان شیرین و دیرین فارسی چه در قالب فارسی باستان و کتیبهها و سنگ نوشتههای خطوط میخی و چه در قالب فارسی میانه و سنگ نوشتههای خطوط پهلوی و چه در قالب فارسی دری و خط فارسی که دارای فرهنگ غنی و پربار ادبیات بعد از اسلام است، همه جا بهترین سرمایه ملی و هویت ما ایرانیان است. این امانت گرانبها میراثی است که سینه به سینه و نسل به نسل به دست ما رسیده است. همین گوهر گرانسنگ است که فردوسی می گوید عجم را با آن بها داده و قدر و قیمت بخشیده است. بسی رنج بردم در این سال سی / عجم زنده کردم بدین پارسی.
هویت ایرانیان در ایران و جهان
زبان فارسی سامان بخش هویت ما ایرانیان در ایران و جهان است و باید همه ما در حفظ و مراقبت و سالم نگاهداشتن آن به هیچ وجه کوتاهی نکنیم. زبان پرظرفیت، شیرین و رسای فارسی توانسته است بخش عظیمی از سرزمینهای جهان را تحت سیطره معنوی خود قرار دهد و برای ملتها، فرهنگ و دین و معرفت به ارمغان آورد. به همین دلیل هر کس در هر جای دنیا که به معارف دینی و اسلامی علاقمند است باید برای زبان فارسی ارج و مرتبه خاص قائل شود. زبان فارسی که زبان دوم جهان اسلام است (در شبه قاره هند زبان اول اسلام است) می تواند یکی از بهترین رسانههای تمدن اسلامی در جهان باشد.
رابطه عرفان و زبان فارسی
زبان فارسی به واسطه غنای ادبیاتش در دل بلند مفاهیم عرفانی و فرهنگی و هنری امکان گفتگوی گسترده و مباحثات و مفاوضات علمی، ادبی و تاریخی وسیعی را برای فارسی زبانان فراهم آورده است. و دریغ است که این سرمایه ارزشمند دستخوش تند باد هجمه استعمارگران و دشمنان آگاه و دوستان ساده لوح ناآگاه گردد. چنانکه ناصر خسرو قبادیانی گفته است: من آنم که در پای خوکان نریزم / مر این قیمتی در لفظ دری را
مقاومت در برابر هجمهها
این میراث ارزنده ـ یعنی زبان شیرین فارسی ـ در درازنا و ژرفنای زندگی پرنشیب و فراز خود، چه برخوردهای سخت و رویدادهای دشواری مانند هجوم تورانیان، یونانیان، مغولان، تاتاران و دست اندازی و حیله بازی اروپائیان استعمارگر و حتی ایرانیان خودباخته را پشت سر نهاده و خم به ابرو نیاورده است. مقام معظم رهبری در این باره می فرمایند: «ما در کشور خودمان در وابستگی و اضمحلال هویت در برابر بیگانگان تا آنجا پیش رفتیم که افراد برجستهای خجالت نکشیدند و پیشنهاد تغییر زبان و خط فارسی را دادند.»
حفظ فرهنگ با زبان فارسی
سودمندترین ابزار و قویترین حربه برای حفظ فرهنگ کهن و سرزمین نیاکان و ادب دیرینه و پارینه آبا و اجدادمان، زبان و فرهنگ ارزشمند فارسی است. برای حفظ و گسترش این گوهر پرقیمت باید از گویشهای کهن که هم اکنون در بسیاری از شهرها و روستاهای گوشه و کنار ایران، زبان سخن و گفتار مردم است بهره جست و واژگان ناب و دست نخورده فارسی را برگزید و به فرهنگستان ایران زمین پیشکش کرد. ایران سرزمینی است پهناور که از هر گوشه اش گویشی ویژه شنیده میشود و زبان فارسی از همة آن گویشها فراهم شده است. اگر زبان فارسی را به درختی کهنسال، تناور و ریشه دار تشبیه کنیم، زبانهای محلی که در اقصی نقاط این سرزمین به کار میروند ریشههای فرعی این درخت هستند. ادیبان و صاحبنظران و فرهنگستان زبان فارسی باید بکوشند واژههای پرمغز و بلیغ را به صورتی عالمانه از این گویشهای محلی و آثار ارزنده نیاکان ما استخراج کنند.
درک اسلام با زبان فارسی
هر شرق شناسی که به طور جدی به مسائل شرق و غرب اسلامی میپردازد و نیز هر اسلام شناسی که نمیخواهد اطلاعات نادرست را مستند تحلیلهای خود قرار دهد نیازمند دانستن عمیق زبان فارسی است تا بتواند از متون دست اول برای تحقیقات خود بهره گیرد و گرفتار غرض ورزی و تفسیرهای انحرافی نگردد. اساسا بدون توجه به زبان فارسی نمیتوان درک وسیع و عمیقی از اسلام و اندیشههای اسلامی داشت. حضرت آیتالله خامنهای در این زمینه میفرمایند: «در منطقه شرق، از شبه قاره تا چین هر جا که اسلام و فرهنگ اسلامی نفوذ کرده باشد، زبان فارسی نیز همراه آن بوده است. همراهی زبان فارسی با دین و معارف اسلامی و محتوای عرفانی آن یکی از عوامل گسترش زبان فارسی در این منطقه از جهان محسوب می شود.»
آسیبهای فراروی زبان فارسی
مردم ایران، زبان فارسی را برای خوب فهمیدن و خوب سخن گفتن و خوب نوشتن میخواهند و از آن گویایی و پویایی میجویند و با واژههای دشوار و دیرفهم و گاهی نامفهوم بیگانه انس و الفتی ندارند و ذائقة آنها این کلمات نامانوس و ناهمرنگ را نمیپسندد و به قول آن جوانمرد رویگرزاده میهن دوست سیستانی باید گفت: «سخنی که من اندر نیابم چرا باید گفتن».
شایسته است ادیبان، شعرا و فرهنگ دوستان ایرانی هم جلوی نفوذ واژههای بیگانه را به زبان فارسی بگیرند و هم از گویشهای درونی میهنمان مانند گویشهای آذری، کردی، لری، بلوچی، بختیاری، تالشی، تفرشی، خوزی، زاگرسی، سگزی، سمنانی، کرمانی، گیلکی و... که سرشار از واژههای ناب و اصیل فارسی هستند بهره بگیرند و اگر چنین جنبش و پویش و کوششی برای پالایش و پربارتر کردن زبان فارسی رخ دهد و هر کس که سوزی در دل و شوری در سر دارد دست به کار شود و زیر نظر فرهنگستان زبان فارسی، فعالیت خود را شروع کند، دیری نمیپاید که به جای لغات بیگانه واژههای ایرانی ناب جایگزین میشود و هر ایرانی در هر گوشهای از این کهن مرز و بوم به نوبه خود هم خدمتی میکند و هم لذتی میبرد و هم وحدت و یگانگی و همبستگی ایرانیان نسبت به یکدیگر بیشتر و بهتر می شود.
جایگاه زبان فارسی
در زمان ما علاقه و عشق به این زبان شیرین سبب شده است که شبستان آموزش آن همچنان روشن و عطرآگین و پرجوش و خروش و پرنشاط باشد (البته کافی نیست) و استادان و دانشجویان از این قند پارسی حدیث خوش آرزومندی حافظ را بشنوند و بخوانند و در کاخ بلندی که فردوسی بزرگ از نظم پارسی پی افکنده است به گردش در آیند و از جادوی سخن نظامی، مسحور و مسرور شوند و حکایات پرمایه و پرمعنای مولوی را از زبان نی وجود او استماع کنند و نصایح و کلمات و جملات حکمت آموز سعدی را که در بسیط زمین گسترده است به گوش دل و جان بشنوند و با این زبان شیرین به سیر آفاق و انفس بپردازند و با سیمرغ عطار به طرف قله قاف ادبیات فارسی به پرواز در آیند و به جهانیان بگویند که فارسی شکر است.
واقعا جای بسی خوشحالی و مباهات است که گاهی بزرگانی غیرایرانی اشعار خود را به زبان فارسی میسرودند و افتخار هم میکردند. امپراطوران عثمانی که نه ایرانی بودند و نه شیعه، بلکه از ایرانیان شیعه هم بسیار ضربه خورده بودند با همة کوکبه و دبدبدهای که داشتند گاهی به زبان فارسی شعر می گفتهاند و محمد اقبال لاهوری پاکستانی که نه زادگاهش ایران است و نه زبان مادریش فارسی است افتخار میکند که به دلیل غنی و پربار بودن زبان فارسی اشعار خود را به فارسی سروده است و می فرماید:
چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما
ای جوانان عجم جان من و جان شما
حلقه گرد من زنید ای روشنان آب و گل
آتشی در سینه دارم از نیاکان شما
می رسد مردی که زنجیر غلامان بشکند
دیدهام از روزن دیوار زندان شما
وقتی ما ایرانیان می بینیم و می شنویم که در کشورهای پهناور هند، پاکستان و بنگلادش، بزرگترین ادبا و نویسندگان و سخنوران افتخار میکنند که در گفتار و نوشتار خود از اشعار سعدی و حافظ استفاده میکنند وقتی در کتابها و نشریات میخوانیم و میبینیم که در کشورهای افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان و... به راحتی اشعار رودکی و فردوسی و... را میخوانند و لذت میبرند و زبان فارسی را به آسانی میگویند و مینویسند بسی شادمان میشویم و بر خود میبالیم که دارای چنین زبان و فرهنگ ریشه دار و گرانبهایی هستیم. بی شک و بی هیچ گفتگو از گذشتة دور تا امروز زبان فارسی زبان دوم جهان اسلام بوده و هست. انقلاب اسلامی ایران بار دیگر این زبان را که پیام گذار انقلاب هم شده است مورد توجه پژوهندگان و علاقه مندان به دریافت حقیقت این انقلاب و بررسی تحولات ایران ساخته است و از این رهگذر نیز زبان فارسی به عنوان زبان انقلابی جهان اسلام مطرح گردیده است.
یکی از رسالتهای زبان فارسی
یکی از رسالتهای مهم این زبان شیرین این است که هم وسیله ارتباط مفاهیم بین گویندگان فارسی است و هم هویت فرهنگی و تمدنی قوم ایرانی را مکتوب میکند و به آیندگان میسپارد و هم وسیله کامل و تمام عیار گفتگوی انسان با خویشتن خویش و راز و نیاز با معبود خویش می باشد. گفت و شنود و حدیث نفسی که شخص غایب از نظری را به حضور میطلبد و گفتگویی دو جانبه را سامان میدهد و از این طریق انسان در خلوت خاموش خویش با همه همزبانان خود وارد صحبت میشود و میگوید و مینویسد و آثار زیبای بجا ماندنی خلق می کند. شما کدام زبان زنده دنیا را می شناسید که از پس قرون متمادی بتوان گفتهها و سرودههای نویسندگان و گویندگان گذشته را در حال حاضر درست خواند و درست فهمید و به خوبی از آنها استفاده کرد.
زبان شیرین فارسی را به عنوان یک میراث پرقیمت نگهدارید و با آن درست بنویسید و درست بگویید و آثار نیاکان را درست بخوانید و انشاءالله در آینده در هر پست و مقامی که بودید برای خدمت به این مرز و بوم بکوشید و متوجه باشید که این میراث ارزنده آسان به دست نیامده تا آسان از دستش بدهیم و هر کس هر قدر هم زبان خارجی بداند اول باید به زبان مادری خویش مسلط باشد که اصل و ارزش و ریشه در زبان مادری است، یعنی همان قند پارسی که طوطیان هند را شکرشکن می سازد.
برچسب:
نویسنده: مهدی حسینیان